شعر را زندگی کن
خلوتی با عبدالقادر گیلانی

شمارهٔ ۵۰ - ای خوش آن روز

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای خوش آن روزی که در دل مهر یاری داشتمسینه ای پرسوز چشم اشکباری داشتم
۲
یادباد آنگه که فارغ بودم از باغ و بهاردرکنار از اشک گلگون لاله زاری داشتم
۳
کور بادا دیده بختم خوش آن روزی که مندیده بر راه سمند شهسواری داشتم
۴
باز رو گردانی از من چونکه آیم سوی توآخر ای پیمان شکن با تو قراری داشتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth