خلوتی با عبدالقادر گیلانی
شمارهٔ ۵۳ - مکن از خواب بیدارم
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به خواب مرگ خواهم شد مکن ای بخت بیدارمکه من دور از درش امشب ز عمر خویش بیزارم
۲
خلافست اینکه میگویند باشد آرزو در دلمرا در دل بود بد خوی و چندین آرزو دارم
۳
نه آخر عاشقان باری ز خوبان رحمتی بینند؟تو هم رحمی بکن با من که در عشقت گرفتارم
۴
به روز وعده از هرجا که آوازی ز در آیدز شادی برجهم از جا که باز آمد ز در یارم
صفحهٔ ۱ از ۲