خلوتی با عبدالقادر گیلانی
شمارهٔ ۵۶ - همی خواهم کاو بینم
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوچشم از بهر آن خواهم که در رخسار او بینموگر آن دولتم نبود در و دیوار او بینم
۲
کند جان در تنم آمد شد ویابد ضیاء چشممچوبالای بلند و شیو ه رفتار او بینم
۳
نخواهم دیده روشن که بر غیری فتد ناگههمان بهتر که از نور رخش دیدار او بینم
۴
چو مجنون آهوی صحرا ازآن رو دوست میدارمکه با وی حالتی از نرگس بیمار او بینم
صفحهٔ ۱ از ۲