خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا که دوست تو باشی نترسم از دشمناگر جهان به سرآید من و تو و تو و من
۲
من و تو شرک بود آن تویی نه من غلطمز رویِ لطف بپوشی برین خطا دامن
۳
بکش مرا تو بمان تا من از میان برومبه خونِ من نه دیت بر تو واجب و نه ثمن
۴
به منزلی که تو باشی مرا چه راهِ نزولکه در مقامِ ملایک نگنجد آهرمن
صفحهٔ ۱ از ۳