شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۰۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی‌دوست این منم که به سر می‌برم چنینجان می‌کنم به هرزه و خون می‌خورم چنین
۲
در تنگ‌نایِ غارتِ عشق اوفتاده‌امزین ورطۀ مخاطره کی بگذرم چنین
۳
امّیدِ واثق است که از لطفِ بی‌دریغدر دستِ غم رها نکند داورم چنین
۴
هم لطفِ او کند مگر از روی مرحمتدفعِ بلا که می‌گذرد بر سرم چنین
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth