شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۰۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کارم از دست بشد دستِ من و دامنِ توگر نداری سرِ من خونِ و گردنِ تو
۲
اندک اندک ز سرم دستِ وفا باز مگیرورنه مشهور کنم رسمِ جفا کردنِ تو
۳
دلِ چون مومِ مرا از تفِ هجران مگدازتا شکایت نکنم از دلِ چون آهنِ تو
۴
رحم کن بر دلِ چون آتشِ من تا نزندبرقِ احداث چنین صاعقه در خرمنِ تو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth