شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۰۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای به تو آرزویِ من بیش‌تر از جفایِ توسر برود ولی ز سر کم نشود هوایِ تو
۲
دشمن و دوست گو بکن هر غرضی که ممکن استجور همه جهانیان من بکشم برای تو
۳
باقی‌ِ عمر بر درت سر بنهم به بندگینا کسم ار نُطُق زنم مختلفِ رضایِ تو
۴
مونسِ من خیالِ تو دولتِ من وصالِ توقبلۀ من جمالِ تو کعبۀ من سرایِ تو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth