خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آخر ای دوست کجایی که چنانم بیتوکه سر از پای و شب از روز ندانم بیتو
۲
اشتباهی بنماند که تویی هستی منچون که از هستیِ خود نیست گمانم بیتو
۳
نه همان بلبلِ دیوانۀ عشقم یاربکه چنین بسته لب و گنگزبانم بیتو
۴
مُهرِ پیمان تو بر دیده و دل بنهادمخاک در چشمِ دل و دیده فشانم بیتو
صفحهٔ ۱ از ۳