خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دلِ سوداییِ من چند ز رعناییِ توآفتِ بد نامیِ من غایتِ رسواییِ تو
۲
مشعله بر سر کردی فتنه برون آوردییادِ جگرخواریِ من در غمِ تنهاییِ تو
۳
بهرهنخواهی بردن غرّه نخواهم گشتنتو ز سبکباریِ من من ز شکیباییِ تو
۴
صبر کنم تا چه شود کارِ فرو بستۀ منهم بگشاید روزی تعبیهآراییِ تو
صفحهٔ ۱ از ۲