خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۰۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برآوردند طوفان از جهان دیوان سلیمان کوز سحرِ سامری پر شد همه آفاق ثعبان کو
۲
طبیبان عاجز و مضطر فرو ماندند از این علّتبلی دردِ فراوان هست اندک مایه درمان کو
۳
زبان با دل چو نبود راست، ایمان کی بود صادقشهادت گوی بسیارند امّا اهلِ ایمان کو
۴
تو دعوی می کنی با من که من در عالم رتبتمطیع حکم سلطانم و لیکن حکمِ سلطان کو
صفحهٔ ۱ از ۳