شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۰۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ماییم و جانی بر دهان از جور هجران آمدهنی سهو گفتم جان به لب بر بوی جانان آمده
۲
در انتظار وصل شد ده روزه ایّامِ بقامقصود کی حاصل شود عمری به پایان آمده
۳
طاقت ندارم بیش ازین درد فراق دوستانمِن بعد چون پنهان کنم دردی به درمان آمده
۴
ای باد بگذر یک شبی بر روضهٔ جانان منتا بر زمین خلدی دگر بینی زرضوان آمده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth