شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۱۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای یار بی‌وفا که دل از ما بریده‌ایگویی که پیش هرگز ما را ندیده‌ای
۲
سرگشته‌ام چو ذره ز خورشید روی تودامن چرا چو سایه ز ما درکشیده‌ای
۳
لیلی شنیده‌ام که ز مجنون نمی‌شکیفتمجنون شدم بتا به چه از ما رمیده‌ای
۴
هیهات اگر به واقعه ی من رسیده‌ایآری ملامتت نکنم نارسیده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth