شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۱۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بازم افتاد دلِ ممتحن اندر تابیاز غم ماه‌جبینی شده‌ام مهتابی
۲
باز از آشوبِ جهانی که نمی‌یارم گفتقصّه‌ ای دارم و دارد صفتش اطنابی
۳
جفت ابروش که طاق است چو دیدم گفتمقبله ی خویش توان کرد چنین محرابی
۴
دوش بنمود به من گیسو و گفتم به حکیمکس پریشان‌تر ازین گفت نبیند خوابی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth