شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۱۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با ما به وفا یک قدم ای یار نرفتیصد بار زبان دادی و یک بار نرفتی
۲
یک روز هوایِ منِ مظلوم نکردییک شب به مراد ِ منِ بیدار نرفتی
۳
عشاق بگویند و چو سوسن سخن آرنددر خونِ که زان نرگس ِ بیمار نرفتی
۴
صد بار برفتی به سرِ کشته ی هجرانیک بار دگر بگذر و انگار نرفتی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth