شعر را زندگی کن
خلوتی با حکیم نزاری

شمارهٔ ۱۱۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رسید جان به لبم از بس آرزومندیهنوز وقت نیامد که باز پیوندی
۲
به حالِ بنده که از دست می‌رود کارممگر نظر کنی از غایتِ خداوندی
۳
غریب کشتن و آزارِ دوستان جستنتوقّع آن که ترحّم کنی و نپسندی
۴
ترا رسد به لبی از نبات شیرین‌تراگر از آن دهن تنگ‌تر بر شکرخندی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth