خلوتی با حکیم نزاری
شمارهٔ ۱۱۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آخر ای دوست به من به من باز نظر کن باری چه شود گر شود آسوده ز یاری یاری
۲
گاه گاهی چه شود گر به سرم برگذریتا مرا هم به خیالت شود استظهاری
۳
ترکِ طوفِ چمن باغِ وفا نتوان کردهر که را در رهش از بهرِ گل افتد خاری
۴
به تفرّج سویِ گلزار نمی آیی و مناز سرِ راه برانگیخته ام گلزاری
صفحهٔ ۱ از ۳