خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گذشت فصل گل و رغبت چمن باقیستوداع کرد شراب و خمار من باقیست
۲
برای جیب دریدن عزیز دارم دستاگرچه پیرهنم پاره شد کفن باقیست
۳
ترا گمان که سخن شد تمام و نشنیدیسخن نمیشنوی ورنه صد سخن باقیست
۴
کفایت است دلیل بقای ناز و نیازفسانهای که ز شیرین و کوهکن باقیست
صفحهٔ ۱ از ۲