خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر روز به من یار ز نو بر سر نازستپیوسته مرا لذت آغاز نیاز است
۲
بگذار که در تیرگی بخت بمانمآیینه چو روشن شود افشاگر رازست
۳
کوتاه امل باش که چون رشته سوزنپیوسته گره میخورد آن سر که دراز است
۴
ای بت نه همین زینت بتخانه ماییدر کعبه هم ابروی تو محراب نمازست
صفحهٔ ۱ از ۲