خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گشادی طره و مشک ختن سوختنقاب از رخ فکندی و چمن سوخت
۲
اسیران غمت را آتش عشقچو تار شمع در یک پیرهن سوخت
۳
نشستی با رقیب و من کبابمزدی آتش به غیر و جان من سوخت
۴
نگشتم آشنای کس ز مهرتمرا داغ غریبی در وطن سوخت
صفحهٔ ۱ از ۲