خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلفت بود به کام، دلی را که داغ نیستدر کار شبروان گرهی چون چراغ نیست
۲
هر شب گل چراغ بهار دگر کندبلبل گمان مبر که ز پروانه داغ نیست
۳
چون غنچه برنیاورد از شرم سر ز جیبزان بوی طره هرکه پریشان دماغ نیست
۴
در باغ عشق برگ معیشت مگو نماندگل هم به چشم مرغ چمن کم ز داغ نیست
صفحهٔ ۱ از ۱