شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوران نگر که سینه‌اش از کینه صاف نیستجز شیشه در میان دگری سینه صاف نیست
۲
تا کی خیال روی تو را در بغل کشد؟هرگز دلم ز رشک به آیینه صاف نیست
۳
تا دیده‌ام نزاع شب جمعه با شرابدانسته‌ام که باطن آدینه صاف نیست
۴
آرد همیشه بخیه او را به روی کاردرویش هم به خرقه پشمینه صاف نیست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth