خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به نظّاره بت، چشم برهمن بازستبه تماشای جمالت مژه من بازست
۲
پیش مرغان گرفتار، خموشی کفرستلب نبندم ز فغان تا ره شیون بازست
۳
به تمنای غباری ز درت چون سایلمردم چشم مرا، از مژه، دامن بازست
۴
عکس رویش چو در آیینه فتد شاد شومکز دل آینه راهی به دل من بازست
صفحهٔ ۱ از ۲