خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر سر موی من از دود تو در فریادستنالهام نغمه نی نیست که گویی بادست
۲
دیده بینور شود گر نکنم گریه چو شمعمردم چشم مرا خانه ز سیل آبادست
۳
تندی خوی تو از تاله فرو بسته لبمورنه حیثیت مرغان چمن فریادست
۴
برگ سبزی به چمن کو که نشوید ابرش؟بر خط سبز مکن تکیه که سرو آزادست
صفحهٔ ۱ از ۲