خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رسید یار و ز من بر سر عتاب گذشتچه گویمت که چه بر دل ز اضطراب گذشت
۲
نبرد غنچه بختم سوی شکفتن راهگل امیدم ازین باغ در نقاب گذشت
۳
کجاست عشق که در دیدهام نمک پاشدکه روزگار به آسودگی و خواب گذشت
۴
به بزم شوق گر این نشاه میدهد می عشقهزار حیف ز عمری که بیشراب گذشت
صفحهٔ ۱ از ۲