شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۱۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه گهرها به عوض بر سر دریا افشاندقطره‌ای چند اگر ابر ز دریا برداشت
۲
چون قلم خوانده شود راز دل از نقش پی‌امدر سر کوی تو نتوان قدم از جا برداشت
۳
خوش به دشنام تو آمیخته چون شهد به شیراز لبت کام خود اعجاز مسیحا برداشت
۴
هست چشمی که بر احوال دلم گریه کندسینه هر زخم که از تیغ تمنا برداشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth