خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیوسته فکر وصل بتان پیشه من استکوتاهتر ز فکر من اندیشه من است
۲
سنگی اگر به شیشه برد راه سنگ اوستگر شیشهای به سنگ خورد شیشه من است
۳
زحمت ندید مورچهای زیر پای منکاین پای نیست، چوب ته تیشه من است
۴
هرجا نهال مهر و محبت شود بلندچون نیک بنگری ز رگ و ریشه من است
صفحهٔ ۱ از ۲