خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیگانهای اگر نه به جانانه آشناسترشکم چرا به صد غم بیگانه آشناست
۲
معشوق هم به چاره عاشق نبرد راهشد عمرها که شمع به پروانه آشناست
۳
در وادی خیال تو و گفتگوی عشقچشمم به لب، چو خواب به افسانه آشناست
۴
بیگانه است اگرچه ز پیراهن خردبا سنگ کودکان تن دیوانه آشناست
صفحهٔ ۱ از ۲