شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۱۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما را ز دست جور تو پای گریز نیستراحت، نصیب دیده خونابه ریز نیست
۲
شد سنگ، خاک در کف طفلان ز انتظارداغم ازین خرابه که دیوانه‌خیز نیست
۳
با دشمنم چه کار که از بی‌تعلقیبا دوست هم مرا سر و برگ ستیز نیست
۴
در بزم اهل درد به یک جو نمی‌خرندگر شیشه‌ای ز سنگ بلا ریزریز نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth