شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۱۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ره‌زدن درخانه کار چشم فتّان بوده استناوک در کیش صیدانداز، مژگان بوده است
۲
سرد شد هنگامه دیوانه تا از شهر رفتآتش سودا همین در سنگ طفلان بوده است
۳
داغ‌های سینه‌ام دیوانه دارد بی‌بهارآنچه می‌جستم ز گلشن در گریبان بوده است
۴
سر نمی‌پیچند از فرمان مجنون وحش و طیربر سر دیوانه مو چتر سلیمان بوده‌است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth