خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز ناخن سر پرسیدن داغم داردخون دل، میل ملاقات ایاغم دارد
۲
عشق چون قسمت اسباب معیشت میکردلاله داغی ز میان برد، که داغم دارد
۳
شب که دزدیدهام آرد به سر کوی تو پایاز حسد دیده پرخون به چراغم دارد
۴
آن نهالم که ز شادی ننشینم از پایگر بدانم که خزان روی به باغم دارد
صفحهٔ ۱ از ۲