شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۱۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خلاصی‌ام ز کمند تو در ضمیر مباداگر اسیر تو نبود دلم اسیر مباد
۲
نهفته مهر تو در سینه ورنه می‌گفتمچو صبح سینه چاکم رفوپذیر مباد
۳
نمی‌دهی می وصلم که تنگ‌حوصله‌ایمباد ساقی مجلس بهانه‌گیر، مباد
۴
دعا کنید که پرویز را پس از فرهادگذار بر طرف قصر و جوی شیر مباد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth