شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۱۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از چشمه‌سار چشمم از بس که نم برآیدترسم که رفته رفته طوفان غم برآید
۲
از اتحاد چشمم با پای، در ره عشقمالم چو دیده بر خاک، نقش قدم برآید
۳
گر دست شام هجران گیرد گلوی شب رامشکل که تا قیامت، از صبح، دم برآید
۴
در موج‌خیز دریا هر لحظه نیست طوفانکز رشک آب چشمم دریا به هم برآید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth