خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل داشت ز بخت سیه امید، غلط کردگل خواست به دامن کند از بید، غلط کرد
۲
با آمدنت، رفتن شب، دوش یکی بودگویا که ترا صبح به خورشید غلط کرد
۳
خوش در پی ناکامیام افتاده، مگر بختحرمان مرا باز به امید غلط کرد؟
۴
آهنگ محبت نبود ساز فلک راکو ناله ناقوس، که ناهید غلط کرد
صفحهٔ ۱ از ۲