خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگزم دیده چنین مایل دیدار نبودشوق تا بود، به این گرمی بازار نبود
۲
بود بسیارم ازین پیش ضرورت، اماهرگزم عشق چو این مرتبه در کار نبود
۳
برو ای عقل و مشو مانع رسوایی منعشق کی بود که افسانه بازار نبود؟
۴
عشقم آورد درین دایره روزی که هنوزبر زبانها سخن از نقطه و پرگار نبود
صفحهٔ ۱ از ۲