خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نام تو بردم آتش شوقم به جان فتادباز این نهفتنی سخنم بر زبان فتاد
۲
طفلی بود که خون دلم خورده جای شیرهر قطره اشک کز مژه خونفشان فتاد
۳
غوغای رستخیز برآمد ز هر طرفچشمت مگر به نیمنگه در زمان فتاد؟
۴
در دیدهام خیال تو هرچند سیر کردهرجا نظر فکند بر آب روان فتاد
صفحهٔ ۱ از ۲