خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کس چرا بیهده با مردم عالم باشدهیچ غم نیست ز تنهایی اگر غم باشد
۲
نگشایند ز پا سلسله، سودا زده رادل همان به که در آن طره پر خم باشد
۳
نگسلد از پی هم مرحمت ساقی عشقزهر در شیشه کند باده اگر کم باشد
۴
ساغر غیرتم آن به که نماند بیخوننبود نور در آن دیده بینم باشد
صفحهٔ ۱ از ۳