خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۱۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در دل بوالهوس ار ذوق محبت میبودعاشق از رشک گرفتار چه محنت میبود
۲
جای می ساقی اگر خون جگر میدادیآن زمان بر سر پیمانه چه صحبت میبود
۳
چشم حیرانشدهام طالع آیینه نداشتورنه عکس تو درین چشمه حیرت میبود
۴
غم ز دل رفت که این روز سیاه آمد پیشکاش این آینه را زنگ کدورت میبود
صفحهٔ ۱ از ۲