شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۱۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سزد چو جلوه حسنت نظاره‌خواه شودکه صد حیات خضر صرف یک نگاه شود
۲
برد خجالت اگر مدعی بود یوسفبرای دعوی حسنت چو خط گواه شود
۳
دلم برای تو خون و به غیرتم که مبادز گریه خون دلم را به دیده راه شود
۴
نظر جدا ز تو در دیده نیشتر گرددنفس ز هجر تو در سینه برق آه شود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth