شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۱۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به بزم دوش حدیث تو در میان افتادچو شمعم آتش غیرت در استخوان افتاد
۲
فغان بی‌اثر از طاق دل، اسیر تراچو شاخ بی‌ثمر از چشم باغبان افتاد
۳
فتاد بر سر هم دل چو صید، روز شکارمگر کرشمه چشم تو در زمان افتاد؟
۴
فرشته گر کندت همرهی، هلاک شومندید روز خوش آن کس که بدگمان افتاد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth