خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لبت به خنده شیرین چو همنفس گرددبه گرد لعل تو روحالامین مگس گردد
۲
عجب که ره به رفیقان برم درین شب تارمگر دلیل رهم ناله جرس گردد
۳
ز اشتیاق گرفتاری تو، طایر قدسز سدره آید و گرد سر قفس گردد
۴
کجاست وادی طور و شجر، که آتش عشقنه شعلهایست که بر گرد خار و خس گردد
صفحهٔ ۱ از ۲