خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشاه میخواستم از باده، خمارم دادندروز روشن طلبیدم شب تارم دادند
۲
ناله صبحدم و آه شب و گریه شامهرچه در عشق بتان بود به کارم، دادند
۳
هریک از گبر و مسلمان ز خودم میدانندخود ندانم که به کیش که قرارم دادند
۴
هرکجا جای کنم، سبزه دمد از نم اشکدر خزان شاد ازانم که بهارم دادند
صفحهٔ ۱ از ۲