خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوک مژگان چه حیرت گر ز دلها بگذرد؟دل چه باشد تیر عشق از سنگ خارا بگذرد
۲
خنجر ناز تو در دل حسرت دیدار راخون کند، تا بر لبم حرف تمنا بگذرد
۳
چند بر ما طعنه عشق بتان ای شیخ شهرشیخ صنعان را بگو کز عشق ترسا بگذرد
۴
دورباش غمزه را نازم، کزان کو آفتابدیده را بر پشت پا دوزد چو زانجا بگذرد
صفحهٔ ۱ از ۲