خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در هجرت، از شکست، دلم را اثر نماندزین پیش بی تو بود قرارم، دگر نماند
۲
شمعی که تازه کشته شود، دودش اندک استبازآ که بی تو یک نفسم بیشتر نماند
۳
ای بلبلان، بقای شما باد در چمنکز ما به نیم چاشت چو شبنم اثر نماند
۴
وقتی به پرسش دلم آمد خدنگ یارکز گریه نیم قطره خون در جگر نماند
صفحهٔ ۱ از ۲