خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اسیر عشق تو از ننگ کفر و دین میردکسی که غیرت عشقش بود، چنین میرد
۲
ز شوق آنکه شود خاکروب این درگاهفرشته از فلک آید که بر زمین میرد
۳
صبا بگو به ملامتگران که شعله عشقچراغ نیست که از باد آستین میرد
۴
کسی ز پرسش روز جزا بود آزادکه داغ بندگی عشق بر جبین میرد
صفحهٔ ۱ از ۲