خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگزم چون لاله دل بی داغ ته بر ته مبادتا بود غم، در دلم آسودگی را ره مباد!
۲
دل گریبانگیر وصل و دیده محروم از نگاهجامه نیکاختری بر قد کس کوته مباد!
۳
هرکه را بینم به او همراه، میمیرم ز رشکسایه هم یا رب به آن سرو سهی همره مباد!
۴
من ز آب تیغ، عمر جاودانی یافتمیا رب از ذوق شراب عشق، خضر آگه مباد!
صفحهٔ ۱ از ۲