شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۲۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هنوز از ناله‌ای صد شعله در جان می‌توانم زدنوای عندلیبی در گلستان می‌توانم زد
۲
بهار گلشن خونین‌دلان چون بشکفد، من همسری چون غنچه بیرون از گریبان می‌توانم زد
۳
هنوزم سینه افسرده یک دوزخ شرر داردشبیخون دگر بر داغ حرمان می‌توانم زد
۴
هنوز از گریه چشم تر نشسته دامن مژگانز مژگان طعن لب خشکی به طوفان می‌توانم زد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth