خلوتی با قدسی مشهدی
شمارهٔ ۲۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دو روزه هجر تو با جان دوستان آن کردکه از هزار خزان، با بهار نتوان کرد
۲
ز آه بلبل شوریده دربدر گردیدنسیم اگرچه دل غنچه را پریشان کرد
۳
نسیم صدق و صفا را دم زلیخا داشتکه شد چو وقت دعا، روی دل به زندان کرد
۴
کجا ز ذوق گریباندریدنش خبرست؟کسی که سوی چمن رفت و گل به دامان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲