شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۲۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یاد روی تو هم‌آغوش گلستانم کردلذت درد تو آسوده ز درمانم کرد
۲
کفر و دین باختم از نیم‌نظر بر رخ دوستدیده رسواشده گبر و مسلمانم کرد
۳
نفسی بی تو گر از سینه تنگم سر زدبرق الماس شد و سر به گریبانم کرد
۴
چون صبا، سنبل امید در آغوشم بودبخت بد شانه‌کش طره حرمانم کرد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth