شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۲۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس که دود آه عاشق پرده افلاک شدسینه افلاک از داغ کواکب پاک شد
۲
پا ز عزت بر زمین ننهد ملک در شهر عشقبس که در هر کوچه‌اش جسم عزیزان خاک شد
۳
اتحادی هست با خونین‌دلانم، زان سببغنچه پیراهن درید و سینه من چاک شد
۴
بر فروزد عارض معشوق از اظهار نیازروی گل از شرم عشق بلبل آتشناک شد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth