شعر را زندگی کن
خلوتی با قدسی مشهدی

شمارهٔ ۲۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در طرب ز ازل بر من حزین بستندگشاد نیست دری را که اینچنین بستند
۲
بریدم از همه عالم برای خاطر دوستکمر به دشمنی‌ام عالمی ازین بستند
۳
کف بریده ما آشکار شد، ور نههزار دست شکسته در آستین بستند
۴
نه کافرم، نه مسلمان، که با ترانه عشقلبم ز زمزمه صوت کفر و دین بستند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth